184شيعه برخلاف اهلسنّت بهقرآن موجود، اعتقاد ندارند، و آنچه بر اين اعتقاد شيعه تصريح مىكند، رواياتى است كه محدّث بزرگ شيعى يعنى كلينى در كافى كه نزد آنان بهمنزله صحيح بخارى نزد اهلسنت است، آورده است 1.
خطيب (م1389ق)، با نقل روايتى از امامرضا(ع) از اصولكافى 2 كلينى را معتقد بهتحريف قرآن معرفى مىكند 3.
محمد البندارى ميان تشيع اصيل و تشيع فارسى، فرق گذاشته و تشيع فارسى را كه كلينى از اين دسته است، معتقد بهتحريف دانسته و مدعى مىشود كه اجماع اهل نقل و تفسير برآن، استوار است 4.
2. بررسى و نقد اتهام تحريف قرآن نسبت بهكافى
آنچه يادآورى و نقل شد، فشردهاى از اتهامهايى بود كه بر كافى وارد شده است؛ همانگونه كه ملاحظه نموديد، در اين تهمتها؛ ا وّلاً : كسى مدعى نشده كه كلينى بهصراحت گفته باشد كه قرآن دچار تحريفگرديده است و در هيچجاى كافى چنين