181
فصل دوم: كلينى و اعتقاد بهتحريف قرآن
از مباحث گذشته اين نتيجه بهدست آمد كه متهم نمودن شيعه بهاينكه اعتقاد بهتحريف قرآن دارند، مردود وافترايى بيش نيست امّا اينكه محمدبنيعقوب الكلينى (م329ق)، مؤلّف كافى، بهتحريف كلامالله مجيد باور داشته يا نه؟ در اين قسمت بهيارى خداوند بررسى مىشود.
1. طرح اتّهام تحريف
برخى از نويسندگان وهابيت، كلينى را بِدان جهت كه رواياتىكه بهگمان آنها تحريف قرآن را مىرساند، در اين كتاب نقل نموده، نهتنها معتقد بهتحريف مىدانند كه مؤسِّس و مروِّج اعتقاد بهتحريف مىشمارند. دكتر ناصرالقفارى و غير او، ضمن بررسى روايات تحريف در منابع شيعه، نخستين كتابى را كه در آن شبهه تحريف مطرح شده كتاب «سُلَيمبنقيس (م90ق)» بهخاطر نقل دو روايت در خصوص امامت اميرالمؤمنين على(ع) 1 نام مىبرد؛ سپس علىبنابراهيم قمى(م307ق) در تفسير القمى 2 و كلينى در