179گرفت وحتّى با طرد شدن ابنحنبل، انديشه مخلوق بودن قرآن بر انديشه او مبنى بر قديم بودن آن، چيره گشت 1؛ و كار بهجايى رسيد كه ابنابىدؤاد قاضىالقضاة دربار عبّاسى از سوى ابنحنبل تكفير شد. وقتى از ابنحنبل سؤال شد كسىكه قائل بهمخلوق بودن قرآن است، حكمش چيست؟ گفت: « كافرٌ. قُلتُ : فَأينَ ابن ابيدؤاد؟ قال: «كافرٌ بالله العظيم » 2. بههمين جهت عبدالجبّار (م415ق)، كتاب مستقلى با عنوان « خلقالقرآن » 3 مىنويسد و آراء صاحبنظران در اين حوزه را مورد بررسى قرار مىدهد هرچند كه خود وى معتقد بهمخلوق بودن قرآن بوده است 4.
بنابراين، تا پيش از غيبت كبرى، بحث از تحريف و تغيير قرآن مطرح نبود، تا امامان معصوم نسبت بهتحريفناپذيرى آن اظهارنظر نمايند؛ براساس آنچه پژوهش نشان مىدهد نخستين افرادى كه سخن از نقص قرآن در آثارشان ديده مىشود و آن را بهشيعه نسبت مىدهند، ابوالحسناشعرى (م330ق)، است 5.
بنابراين پس از او، در كلام عبدالقاهر بن طاهر البغدادى (م429ق) 6 و ابنحزم