160آلوسى (م1270ق) كه بهاعتقاد ناصرالقفارى نخستين كسى است كه اعتقاد شيعه به تحريف را بهزبان عربى در كتابش گنجاند و شواهدى ارائه كرد 1، مىنويسد: « زَعَمَت الشِّيعةُ أنّ عُثمانَ بَل أبابكرَ و عُمَرَ أيضاً حَرَّفُوه (قرآن) وأسقَطُوا كثيراً مِن آياتِهِ و سُوَره ِ...» 2.
بيومى نويسنده ديگر پس از بيان اينكه از مهمترين اختلافات ميان شيعه و سنى اختلاف تحريف قرآن است، مىگويد: « أمّا الشّيعةُ فَيَعتقدون أنّ القرآنَ الكريم مُحرَّفٌ و مُبدَّل و أنّهُ زِيدَ و نَقَصَ منه آياتٌ كثيرةٌ، وأنّ النَّاقصَ منه يُعادل ضِعفَي القرآن الموجود الآن... » 3.
2. بررسى و نقد اتهام تحريف
با توجّه بهمتن گفتههاى اين عده، نتيجه اينخواهد شد كه نه تنها كلينى، بلكه باور و اعتقادات شيعه بر تحريف قرآن مبتنى است. براى بررسى اين تهمت بزرگ بهمباحث زير اشاره مىشود:
الف) مفهوم تحريف
يك - تحريف در لغت
تحريف از ماده «حَرف» و جمع آن «أحرُف» بهمعناى طَرَف و كنار چيز است 4، و حرف (حاء، راء، فاء) از نظر برخى لغتشناسان، داراى سهريشه است و يكى از آنها « انحراف و عدول از شيء » را معنا مىدهد، وقتىگفته شد: إنحَرَفَ عنه، ينحَرِف، إنحرافاً، يعنى عَدَل بهعَنه؛ تحريفالكلام، يعنىعدول كردن از جهت كلام، چنانكه خداوند