87 تمام در دارالهجره توقيف كرد. [سال 317ه.ق.]
روزى كه ابوطاهر در دايره مسجدالحرام قتل عام مىكرد، به دست شكسته خود باب رحمت مآب كعبة الله و لوايح مزينه او را قلع و ستاره 1 شريفه را از خزانه بيت لطيف، با هداياى گرانبهاى بسيار اخذ و قمع نموده، به عساكر خود تقسيم كرد.
اگرچه خواست ناودان طلا را نيز پايين آورد، ولى قرمطيانى كه به امر او به سطح منيف بالا رفته بودند به زمين افتاده و هلاك شدند و تنها به اين مقصود شآمتآلود خود نايل نگرديد.
آن خائن بىدين كه حجرالاسود را گرفته و به ناحيه هجر واصل و به زعم خود به مافى الضمير خويش نايل گرديد، كيفيت را به عبدالله المهتدى كه از ملوك فاطميه بود عرض و اشعار نموده، اظهار كرد كه بعد از اين در تصور آن است كه خطبه را به نام مشاراليه بخواند. عبدالله المهتدى جواب داد كه خيلى غريب است، تو در بلدالله الامين به انواع فضاحت و قلع و نقل حجرالاسود جسارت كردى و ستاره حرمت بيتالله را كه در ازمنه جاهليه و اعصار اسلاميه مستمراً معزّز و محترم بود، هتك و زائل نمودى. با همه اينها درصدد آنى كه به نام من هم خطبه بخوانى از اين جواب، ابوطاهر رنجيده خاطر شده و از اطاعت او نيز بيرون آمد. 2
اين طايفه خبيثه در سنوات 294، 312 و 361 قوافل حجاج عراق را مستأصل كردند. و در سالهاى 314، 356، 362 و 384 طريق فيض رفيق حج را قطع كرده، در مرور و عبور مردم ضرر و خسارت بسيار به عمل آوردند.