507شده و اين خدمت دلپذير را در حق كعبةالله يك خدمت جداگانه ديگر معدود داشته و از هرگونه اختلال و فساد خود را مرفهالحال ديدند.
سنگهايى كه از ديوارهاى بيت شريف افتاده بود در اندرون حرم مسجدالحرام مانده و هر پارچه آن در گوشهاى پراكنده بود، اشراف و اعيان مملكت و خدمه بيتالله و مأمورين حكومت روز جمعه غره جمادىالاول در حرم بهشت توأم مسجدالحرام فراهم آمده احجارى را كه به اطراف و اكناف پراكنده شده بود جمع نموده، قدرى از آن را در قرب ركن عراقى به صفه مقام حنفى گذاشته و بر روى آنها خيمهاى برپا نمودند و برخى از سنگها را هم عمله جمع كرده در نزديكى مدرسه سليمانيه به محلى گذاردند. استادان سنگتراش را نيز از خارج جلب و احضار كرده و به نحت و تراشيدن احجار ابتدار نمود.
مرحوم شريف مسعود قناديل طلا و نقره بيتالله را در نزد محله باسطيّه به محلى گذارده بود، روز مزبور آنها را نيز بيرون آورده و يكيك شمردند و به دفتر مخصوص خود مطابق كرده و به رضوانآقا تسليم نمودند، هجده عدد از قناديل مزبوره طلا و سى و يك از آنها نقره بودند كه مجموع آنها پنجاه و يك بودند.
روز شنبه دوم جمادىالاولى هيئت مذكوره باز جمع شده سنگهايى را كه در طرف ركن عراقى بود به صفّه مقام حنفى گذاشته و مرمرهاى مطاف شريف را نيز برداشته، در نزد بابالسّده به جايى نهادند. حجاران از امروز به نحت و تسويه سنگهايى كه از كعبةالله افتاده بود مشغول شده و نجاران نيز به بريدن تختهها شروع نمودند.
روز سيم جمادىالاولى باب خزينةالشموع را كه عبارت از نصف سقايه عباس بن عبدالمطلب بود كنده و كمرى را كه از طرف سلطان احمدخان فرستاده شده بود درآوردند. در حضور قاضى مكه و شيخالحرم و ساير اعيان شهر زرگرها احضار كرده، طلا و نقره كمر مزبور را از همديگر جدا و تفريق نمودند، از آهنهاى اين كمر دههزار