497
كرامت و معجزه بيتالله
زمانىكه بقعه مقدسه كعبةالله سقوط مىكرد، به زمزم شريف يك مرارت و تلخى فوقالعاده كه نوشيدن آن محال بود حاصل آمده بود، اگرچه اعاظم علما و متخيران فقرا استدعا نموده، گفتند كه چون اهل ايمان به ماء مبارك زمزم حسرت و احتياج دارند، بئر شريف زمزم را بايد تطهير و تنظيف نمود و تا زمانىكه اين چاه تطهير نشده است، نبايد به محل ديگر توجه فرمود وليكن چون امر تطهير بئر مزبور به سىهزار قروش محتاج بود و صرف مبلغى كه زياده از پنجشش هزار قروش بشود محتاج به اذن و رخصت مجددى بود، لهذا رضوانآقا در جواب آنها گفت كه من نمىتوانم به رأى خود اين مبلغ را مصرف نمايم. ناچار از والى مصر استيذان مىكنم. محض اينكه تا زمان ورود جواب، بىكار نباشم، بايد خود را به كارهاى ديگر مشغول سازم. رضوانآقا اين جواب را گفته و از تطهير بئر شريف زمزم صرفنظر نمود. مرارت و تلخىاى كه به زمزم شريف عارض شده بود حسبالحكمه از روزىكه بناى كعبه محترمه شروع شد علىالتدريج روى به تناقص گذاشت و چون عمليات ابنيه مسعوده به ختام رسيد، بئر مزبور بهكلى شيرين و گوارا شده و محتاج بهتطهير و تنظيف نگرديد. انتهى.
رضوانآقا در اوايل ذىقعده به والى مصر صورت آلاتى را كه به ابنيه مسعوده لازم بود و ادوات و تختههاى آنجا را كه مىبايست تدارك كرده شود نوشته و فرستاد و استدعا نمود كه اشياء و لوازمى كه در اين دفتر قيد و ثبت شده است، به سرعت ارسال گردد.