493محترم با جمهور اشراف و سكان بلدالله عقد انجمن مشاورت كرده و بهطور مقرر قناديل طلا و نقره را كه در داخل حرم محترم معلق بود گرفتند، پس از آن بهواسطه محمدپاشا والى مصر صورت واقعه و سقوط بيتالله را مفصلاً به سلطان اطلاع دادند، اگرچه محمدپاشا صورت واقعه را به دربار عثمانى خبرداد وليكن بهواسطه بعد مسافت كه وصول اين خبر به اسلامبول بالطبع به تأخير مىافتاد و جايز نبود كه كعبه معظمه بدانحالت متروك گردد و به مصطفىآقانام كه آنوقت امين جده بود مكتوبى نوشته و او را امر نمود كه آلات و ادواتى را كه براى تعمير بيتالله لازم بود به وسيلهاى سريعه حاضر سازد و بهشريف بن مسعود نيز مرقوم داشت كه تا زمان ورود خبر از اسلامبول، حرم محترم را از سنگ و خاك تطهير نموده و بههر چيزى كه لزوم و احتياج ديده شود بهواسطه مصطفىآقا حاضر و مهيا سازد.
شريف مسعود بهمعاونت مصطفىآقا و على بن شمسالدين افندى كه مهندس مكه مشرفه بود، از جده بهقدر لزوم تخته و چوب حاضر ساخته و از ديوارهاى بيت معظم هركدام را كه منهدم و خراب نشده بود مستحكم نموده و از سهطرف آنها كمرههاى استوار بنانمود و به اميد اينكه سقف شريف را محافظت كند بهچهار طرف آن ستونهاى چوبى بسيار محكم زده و اين چوبها را به يكديگر ربط و بند نموده و بيت عزت را تا سقف شريفه بهواسطه تختهها پوشانيد.
به اين عمليات روز پنجشنبه بيست و نهم رمضان سال مزبور شروع كرده شده بود، در ظرف چهارده روز يعنى روز سيزدهم شهر شوال عمليات تمام شده و كسوهاى كه در مدت مرقومه براى اكساء بيتالله از كرباس سبزرنگ حاضر ساخته بودند در هفدهم شهر شوال به بيت عزت پوشانيدند.
اگرچه بديهى است كه سقوط بيت عزت به كافه اهالى بلاد اسلاميه تأثير و حزن مخصوص داشت وليكن بهواسطه قرب مسافت، مصريان زيادتر از همه متأثر و متألم بودند. حتى چون ورود خبر از اسلامبول قدرى دير كرده بود و موسم حج نيز نزديك