466كه موضوع بود ضعف و انحطاط كلى طارى شده بود، لهذا امكان نپذيرفت، به هريك از ديوارهاى بيتالله كه كبوتران مىنشستند، از تأثير تماس پاهاى آنها سنگها خورد شده و مىريخت و اين معنى مايه كدورت و انقلاب خاطر اهل ايمان مىگشت.
آخرالامر قريشيان و بعضى از رجال بنواميه، نزد حصين بن نمير رفته و گفتند كه بهواسطه سنگهايى كه تو انداختهاى كعبةالله خراب و ويران گرديد.
اگرچه حصين اينان را جوابهاى مخالف داد وليكن چون آنروزها خبر فوت يزيد پليد رسيده بود محاصره و محاربه را ترك كرده و رفت.