326كه در مكه داده مىشود و خواه كميت ارزاق و مأكولاتى كه در منى به عساكر پادشاهى و به فقرا و ضعفا توزيع و تقسيم مىگردد، چون عمومى نيست لهذا هيچ موافقتى با اصول رفاده نخواهد داشت، زيرا ضيافتى كه رفاده گفته مىشد عبارت از آن بوده است كه فقراى حجاج را علىالعموم ضيافت و ميهمانى نمايند و لازم مىآمد كه منحصر به فقراى حجاج و فرقههاى عساكر نشود وليكن چون در دور جاهليه عدد حجاجى كه در جبلالرحمه بودند اقل قليل بودند و ضيافتى هم كه به اينها داده مىشد عبارت از خرما و كشمش بود، لهذا اجراى آن در اين زمان محال و غيرممكن است، زيرا كه در اين عصر عدد حجاج متجاوز از سيصد و چهارصد هزار است و ضيافت رفاده هم كه عبارت از خرما و كشمش بود به لحوم مطبوخه و اطعمه نفيسه مبدل شده است.
در هر حال اجراى تمامى اصول رفاده در اين عصر مستحيل و غيرممكن است وليكن چون سماط ضيافت كه از جانب امارت مكه داده مىشود رسم معايده را نيز تعميم نموده و فقراى اهالى مىتوانند با اغنيا و سادات و اشراف ملاقات و ديدن كنند، البته محسّنات اين اصول ضيافت به مراتب از محسنات رفاده زيادتر است.
اهالى مكه مكرمه در حلول مواسم اعياد با يكديگر عرض مخادنت 1 و موالات مىكنند، از عادات قديمه مرعيه است كه اهالى مكه معظمه هريك از روزهاى عيد فطر را به يك محله تقسيم كرده، اهالى آن محله آن روز را در خانههاى خود نشسته، هركس از اهل مملكت كه بخواهد آنان را ملاقات كند، در آن روز معين، رسم معايده 2 ساكنين آن محله را مجرى مىدارند.
همچنين هر روز براى اهالى هر محله كه تقسيم كرده شده باشد، اهالى محلات سايره عموماً براى ملاقات به خانههاى اشراف و اكابر آن محله مىروند. به اين اصول اهالى مكه آنقدر رعايت دارند كه روزهاى عيد همه اهالى با همديگر معايده نموده و