310بنا به ظن بنوهاشم هنگامى كه آب زمزم ظهور كرده و از آبار سائره استغنا حاصل شد، اين چاه را هاشم بن عبدمناف به مطعم بن عدى هبه نموده است.
اگرچه جهات چاههاى حفر و سقيه و ام احراد و سنبله و غمر معلوم نيست وليكن حفر را امية بن عبدشمس و سقيه را كه عبارت از بئر بنىاسد است بنواسد بن عبدالعزى و ام احراد را بنوعبدالدار و بئر سنبله را كه عبارت از بئر حلف بن وهب است بنوحجج و غمر را بنوسهم مخصوص بهخودشان حفر كرده بودهاند و دور نيست كه اين چاهها در خانههاى حافرين خود بوده و به اسمهاى رم، خم حفر سه چاه ديگر در خارج شهر شهير مكه بوده است كه از اينها رم را مرة بن كعب بن لوى و خم را كلاب بن مره و حفر را نيز حذيفة بن غانم حفر كرده بوده است و عادت بلده شده بود كه آبهاى اكابر قريش از اين چاهها برده مىشد.
زمانىكه زمزم از مياه سايره اصفى و احلى ظهور كرد، خلق از نزديكى موقع اين آب مبارك و عذوبت و فضل او به ساير چاهها محظوظ شده، ديگر آبهاى آبار سالفالذكر را ننوشيدند. درحقيقت چون بئر شريف زمزم چاه اسماعيل بن ابراهيم(ع) است از آبهاى عموم آبار و عيون احلى و الذّ است.
مأموريت جليله سقايةالحاج در وفات عبدمناف بن قصى با خدمت رفاده به پسرش هاشم بن عبدمناف منتقل و مادامى كه جناب هاشم بر حيات بود، خدمت سقايت را به خوبى اشتغال و ايفا مىنمود و در ارتحال هاشم بن عبدمناف اين خدمت را پسرش عبدالمطلب در عهده گرفت و تا زمانىكه زمزم را ظاهر ساخت در مأموريت خود مداومت داشت. چون عبدالمطلب شتران زياد داشت در مواسم حج شير شتران را دوشيده شير را با عسل و آب زمزم را با انگور خشك مزج نموده حجاج را سيراب مىكرد.
در وفات عبدالمطلب بن هاشم مأموريت سقايةالحاج به پسر كوچك او عباس بن عبدالمطلب منتقل گرديد. اگرچه بهواسطه وجود زمزم چنانكه در فوق ذكر شد به