305نموده به بعضى از سالها يك ماه علاوه كرده و آن سال را سيزده ماه مىشمردند.
به اين ترتيب حج بعضى از سالها به شهر ذىحجه و بعضى به شهر محرم تصادف مىنمود. يعنى موسم حج از شهر ذىالحجه ابتدا نموده از ماهى به ماهى دور مىكرد، از اين دور يعنى از تفاوت چند روز كه از اجتماع روزهاى كبيسه حاصل مىشد، براى بعضى از سالها يك ماه علاوه مىگرديد و حرمت يك ماه به ماه ديگر معلق مىشد و چون به اعتقاد آنان طاعات و عباداتى كه به ترتيب سنه قمريه مرتب بود، مصالح و امور دنيوى را اخلال مىنمود هيئت ملتى مجلس، (مجلس ملّى) حساب سنه قمريه را ترك نموده، عبادات خود را به حساب سنه شمسيه مرتب داشتند و حرمت يك ماه را به ماه ديگر نقل و تأخير كردند.
واقعاً اگرچه در ترك سنه قمريه يك نوع منافع دنيوى ملحوظ مىشود وليكن حضرت ايزد جلّ و علا در زمان سعادتاقتران حضرت خليل و حضرت اسماعيل (عليهما السلام) رعايت حساب شهور قمريه را امر و فرمان فرموده است. با اينكه امر ايزدى بر اين بود، اهل جاهليت براى اينكه مصالح دنيوى را تمشيت 1 دهند فرمان الهى را كه رعايت بر حساب سنه قمريه باشد ترك نموده، به ترتيب سنه شمسيه اعتبار كردند كه به اقتضاى اين ترتيب حج آنها در ماههاى غير از اشهر حُرم واقع مىگرديد و اين جرأت جاهلانه سبب ازدياد كفر آنان گرديد. زيرا كه حضرت ايزد پاك، حج آنان را با أشهر حُرُم منحصر داشته بود، آنان به سنين شمسيه مراعات كرده و از حصول روزهاى كبيسه به وجوب حج در غير از اشهر حرام معتقد شده و براى اينكه خيال توابع خود را نيز با خود متفق سازند، به آنها گفتند: «چيزى كه واجب است اتباع به حساب شهور قمريه نيست، بلكه عمل نمودن موافق حساب ما است». بنابراين امر و فرمان جهانمطاع خلاق عالم را متعمداً ترك و اكفار نموده به كفر و الحاد خود افزودند.
در سال حجةالوداع كه دور نسىء تمام گشت، حضرت فخر كائنات در شهر