304صحت و تواتر نرسانيدهاند لهذا مفسرين در تصديق صحت قول سابق اتفاق نمودهاند.
اين تفصيلات تاريخيه را كه در حق اهل نسئه نگاشتيم از تفسير امام فخرالدين رازى نقل و روايت كردهايم وليكن امام رازى قبل از آنكه اخبارات و تدقيقات مبسوطه مفسرين را نقل و روايت كند گويد: حساب اقوام جاهليه عرب به ترتيب سنه قمريه بوده و اعرابى كه در زمان جاهليه بودند، شهور را به اعتبار رؤيت هلال تعداد كرده، فريضه حج را موافق سنت حضرت خليل روز دهم ذىحجه ايفا مىنمودند، به اين حساب موسم حج هر سال در يك موسم و فصل اتفاق نيفتاده، گاهى به روزهاى بسيار سرد زمستان و گاهى هم روزهاى گرم تابستان مصادف مىشد.
متأخرين اهل جاهليه نمىتوانستند در آنچنان هواى سرد و يا در موسم گرما به مكه معظمه آمد و رفت كنند و كسانى هم كه بهواسطه تجارت آمد و شد مىنمودند، بهواسطه قلت حجاج در مواسمى كه به زمان تجارت مصادف مىشد آنقدرها داد و ستد نمىكردند، آخرالأمر براى چارهجويى اين كار از هر قبيله مبعوثى انتخاب شده و به مجلس ملتى كه تشكيل شده بود محول گرديد. هيئت مذكوره معتقد آن بودند كه ماههايى كه بر اصول سنه قمريه مرتب شده است، مصالح دنيا را اخلال مىنمايد، بدينجهت صلاح خود را در آن ديدند كه موسم حج را در وقت معتدل و زمان ميوهدارى قرار دهند و بدآن وسيله به بازارهايى كه در اطراف مكه مرتب مىشود به سهولت تردّد نموده و آمد و رفت كنند.
لهذا به افراد قبايل گفتند كه براى فراموش كردن يك ماه، به شهور اين سال يك ماه علاوه كنيم. چون در هر سه سال يك دفعه به اين اصول رعايت نماييم موسم حج هرسال به زمانى مىافتد كه همه محصولات حاضر و موجود است. بناء عليه مردم محصولات خود را آورده، هم تجارت كنند و هم ايفاى لوازم زيارت نمايند. ازاينرو ترتيب شهور را موافق سنه شمسيه نموده و چون سنه شمسيه از سنه قمريه قدرى فرق و تفاوت دارد به احداث كبيسه محتاج شدند و تفاوتىرا كه از اين حاصل مىشد جمع