296نظر به روايت «شيخ تاجالدين يمنى»، «ابوعثمان بن عمرو بن بحر» و ساير ائمه سير كه اين نكته را بهخوبى تحقيق و تدقيق كردهاند «بره» نامى كه «كنانه» او را تزويج نمود، زوجه متروكه خزيمه و نامادرى او نبوده است. كنانه اگرچه دفعه دوم «بره» نام زنى را تزوج نمود ولى مشاراليها دختر «مرّة بن ادك»، برادر همان «بره بنت ادك» است كه دفعه اولى او را تزوج نموده بوده و نضر بن كنانه از همين «بره» متولد شده است.
چون دخترى كه مرة به كنانه تزوج نمود «بره» نام داشت و با زوجه متروكه خزيمه پدر كنانه همنام بوده و علاوه بر اينها قرابتى هم با همديگر داشتند، لهذا اين امر سبب آن شده است كه اكثر مورخين در اين باب اشتباه كرده و راه خطا پيمودهاند. به قرارى كه ائمه انساب نوشتهاند، جوهر گرانمايه حضرت خواجه كائنات -عليه افضلالتحيات- گاه مستودع اصلاب طاهره انبيا و قوة الظهر عربالعربا و گاه درّةالوشاح 1 صدور امّهات بوده تا زمانىكه به صلب پاك عبدالله بن عبدالمطلب و بدان واسطه به گنجينه رحم آمنه بنت وهب منتقل شده است. عرق عريق هيچكدام از آباء و امّهات آنحضرت به جريان دم فاسد عليل نگشته در هرحال موافق شريعت پيغمبر وقت نكاح بسته شده و از آلايش سفاح طاهرالذّيل بوده است. انتهى.
چون وصول «زراح بن ربيعه» برادر امّى «قصى بن كلاب» به مكه مكرمه با قوه كافيه عسكريه مصادف موسم حج بود، بناء عليه «ابن كلاب بن مرة» براى اينكه خزاعيان را از حدود ميامن محدود حرم الله طرد كند، وسيله بهدست آورده و ابقاى اصول اجازه را غير جايز شمرده و از طرف خود اعلان نمود كه اصحاب اجازه ديگر از اجراى آمال و آرزوهاى خود كفّ يد نمايند و به رؤساى قبيله صوفه كه روز مراجعت از منا به مكه مكرمه گردنه منا را گرفته و حجاج را از مرور و عبور مانع مىشدند خطاب كرده و گفت:
اى رجال قبيله صوفه، كسانىكه به علم انساب عرب واقف هستند مىدانند كه نسب من به سلاله عدنان و رشته نسبيه سلاله عدنان نيز به قيدار بن اسماعيل بن