259مصافحه كرده و دستهاى او را بوسه داد، پس از آن قدرى شير و لحم مطبوخ آورده آن حضرت را ميهمان كرد، بعد از آنكه حضرت ابراهيم اطعمهاى را كه فرزندش تهيه و احضار نموده بود تناول فرمود، اسماعيل را گفت: «اى فرزند من حضرت جل و علا امر كرده است كه در بالاى اين تپه قرمز رنگ مخصوص ذات اقدس اعلا خانهاى بنا نمايم، بايد در اينكار مرا معاودت نمايى».
بدين نهج مأمور بودن خود را بهطرح و تأسيس ابنيه كعبةالله، به اسماعيل اعلام نموده، به معاونت آن حضرت به حفر و تعميق مباشرت كردند.
بنا به قول ديگر هنگامىكه حضرت خليل از خانه خود درآمدند، براى نشاندادن موضع مباركه كعبةالله با سكينه سالفالذكر يك طير سريعالسير و يك فرشته نيز معين فرموده شده بود، در هنگام وصول به مكه مشرفه سكينه مزبوره در بالاى عرصه بيتالله توقف نموده و گفت: «يا ابراهيم زمين كعبةالله كه به تأسيس و بناى او مأمور شدى محل مباركى است كه سايه من او را احاطه نموده است» و بدين طريق موقع مقدسه كعبةالله را تعين و ارائه نمود، آنوقت در نزد حضرت ابراهيم هفت نفر ملائك معاونه هم بودند، محلىكه سكينه ارائه نمود به شكل مربع متخالفالاضلاع بود، بَعْدَ زمان به يك گوشه آن ركن شرقى يعنى حجرالاسود و بهگوشه ديگر ركن عراقى و به گوشه سيم ركن شامى و بهگوشه چهارم ركن يمانى نام دادند.
اِخطار
براى اعلام و اشارت اينكه در قلب شريف هريك از انبياى عظام سه خاطره است، يعنى در قلب مبارك هر پيغمبرى خاطرههاى الهى و ملكى و نفسانى بوده و خاطرهاى ديگر راه ندارد، وضعيت حقيقيه بيتالله به سه گوشه خلق و ايجاد فرموده شده بود، بالاخره اراده الهيه معلق به آن گرديد كه ابنيه بيتالله به اركان اربعه طرح و تأسيس شود كه اين هم اشارت به آن است كه در قلوب مؤمنين چهار خاطره موجود خواهد بود،