258محل پاك بيتالله است. و حتى مظلومين و كسانىكه مبتلاى هموم و غموم بودند اطراف موقع لطيف كعبةالله را دور و طواف كرده و علائم قبول و اجابت ادعيه خويش را ديده و معاودت مىكردند.
زمانىكه حضرت ابراهيم به وحى رب رحيم به بنا و تأسيس بيتالله مأمور شد و بهخطاب اينكه تابع سكينه باش مخاطب گرديد، به براقى كه از آسمان نازل شده بود سوار شده، در سايه سكينه سالفالذكر مستظلّ و عازم شد، سكينه مزبوره به اسم حجون بادى بوده است كه صورت حيّه و دو سر داشت كه هم صورت و هم دو جناح را مالك بود، به وسعت قطر كعبه معظمه يك ابر مربعالشكل ظاهر شده، حضرت ابراهيم را به كعبه محترمه ايصال نموده و در روى عرصه مقدسه بيت شريف ايستاد و به زبان حال مىگفت: «همانقدر كه سايه من محيط است، موقع مقدس بيتالله خواهد بود».
سكينه مذكوره گاهى بهشكل شير و گاهى به هيئت شتربچه بوده، سؤالات حضرت ابراهيم را جواب مىداد، حضرت خليل به معاونت پسر خود اسماعيل بناى بيت اكرم را به حجمى كه سكينه مىنمود حفر و تعميق مىنمود.
زمانىكه آنحضرت تابع سكينه شده و به مكه مكرّمه مىرفت، زوجه محترمه آنحضرت جناب ساره استدعا نموده بود كه با هاجر ملاقات نكنند. وقتىكه موقع مقدس بيتالله را به موجب تعريف سكينه پيدا كرده و در خاطر نگه داشتند، بهخانه پسرش اسماعيل رفته و دقّالباب كرد، زوجه لاحقه حضرت اسماعيل گفت: «چه مىخواهى؟» آن حضرت اسماعيل و زوجه خود هاجر را از مزبوره استفسار نمود.
مزبوره گفت: «هاجر وفات كرده، اسماعيل نيز براى صيد و شكار بهصحرا رفته است»، حضرت ابراهيم به حرم شريف معاودت نموده و به آب زمزم شستوشو كردند و پس از آن در طرفى نشسته، ورود اسماعيل را منتظر شدند.
زمانىكه حضرت اسماعيل آمده و پدر خود را در نزد بئر زمزم ديد، با آنحضرت