241نمود، حضرت اسماعيل از بنات جراهمه سيده بنت مضاض بن عمرو را تزويج كرد، ليكن از وفات والده خود هاجر بهطور فوقالعاده متأثر شده و به هيچ چيز نمىتوانست خود را متسلّى سازد، به اينجهت هميشه به صيد و شكار مداومت كرده و به اين صورت دفع كدورت و آلام خويش مىفرمود. روزى حضرت ابراهيم از حضرت ساره تحصيل اجازت نمود كه بهشرط اينكه از اسب خود فرونيايد رفته اولاد و عيال خود را ديده معاودت كند.
وفات هاجر و عزيمت اسماعيل را به صيد و شكار استخبار نموده براى دفع جوع از سيده بنت مضاض بن عمرو كه زوجه اسماعيل بود، قدرى مأكول طلب نمود، مزبوره گفت نيست.
حضرت ابراهيم فرمود كه هر وقت شوهرت آمد از من او را سلام برسان و بگو بيرون خانه خود را عوض كند و حضرت ابراهيم معاودت كرد.
وقتىكه حضرت ابراهيم رفته و حضرت اسماعيل از صحرا برگشت، زوجهاش گفت: «پير روشنضميرى آمده تو را سلام گفت و سفارش كرد كه بيرون خانه خود را تبديل كند»، بناء عليه حضرت اسماعيل سيّده را ترك نموده و رعله بنت عمرو بن جرهمى را گرفت و مشاراليها از حضرت اسماعيل اولاد زياد آورد.
اكنون طوائفى را كه اثر صلب حضرت اسماعيل است، در ميان قبايل عرب «مستعدبه» 1 و به اقوامى كه منتهى به قبائل جرهم و قحطان است، عرب «عاربه» عرب «عربا» گفته مىشود.
حضرت ابراهيم پس از مدتى باز بر نهج سابق از حضرت ساره اجازه گرفته و به مكه مكرمه عزيمت نموده و حضرت اسماعيل را پرسيد، رعله بنت عمرو كه زوجه محترمه و لاحقه حضرت اسماعيل بود گفت كه براى صيد و شكار به بيابان رفته است، پس از آن از اطعمه متهاضمه مقدار كافى گوشت و شير آورده، حضرت ابراهيم را اطعام