216اسماعيل هديه نمودهاند.
هنگامى كه به كوه «كدا» كه در مقابل جبل حجون است رسيدند، جبرئيل امين به حضرت خليل گفت:
اينك در اينجا نازل خواهيم شد. اينجا يك مقام عالى است، در اينجا از ذريه تو پيغمبر ذىنشانى ظاهر خواهد شد كه كلمه طيبه اسلام بهتوسط او تمام خواهد گرديد.
جبرئيل در آنجا حضرت خليل را بهموضع مقدس بيت معظم نازل ساخت، ارض مكه در آنوقت به تمامها جنگل و بهخارهاى مغيلان و درختهاى صحرايى محاط بود، يك محلّ خالى از همهچيز و موضع مقدس بيتالله يك تلّ بلندى بود از ريگهاى قرمز طلايى رنگ، حضرت ابراهيم بهجناب هاجر يك مطهره آب و قدرى خرما و علىقول يك انبان مملوّ از آرد داده، محلى را كه اكنون حجر اسماعيل گفته شده و در داخل مطاف سعادت است و يا محل بئر زمزم شريف را نشان داده و فرمود يا هاجر اينجا چارطاق 1 و كلبهاى ساخته و بنشين، فرمان قضا جريان الهى چنان است.
حضرت هاجر عرض كرد: اگر امر و فرمان حق چنين است، حضرت خيرالحافظين ما را حفظ و حمايت خواهد نمود، حضرت ابراهيم معاودت كرد، آن زمان حضرت اسماعيل دوازده سال داشت.
تنبيه
احدى را جايز و سزاوار نيست كه به حضرت ابراهيم تقليد كرده و اولاد و عيال خود را در صحرا و بيابان بگذارد، حضرت خليل به وحى حق عمل نموده و حراست حضرت حافظ حقيقى را دانسته و توكل نموده بود، توكل احاد ناس به توكل رسل كرام