186
نمرود عنود به تشويقات مؤثره و متواليه حليد بن عاص و توابع او، آن شب جميع مردان را كه در پايتخت اقامت داشتند كافةً بيرون كرد و به مدخل هريك از دروازههاى پايتخت اشخاص معتمد و متعدّد معين و مأمور ساخته و آنانرا خطاب كرده و گفت: اين روز و اين شب براى اينكه اجتماعالزوجين واقع نشود، به داخل شهر احدى از مردان را راه نخواهيد داد. در ظرف مدت مذكور عموم مردان از مساكن و منازل خود دور و منجمين نيز براى تدقيق احكام نجوميه مأمور شدند.
ادنى بنت نمره به كنار دروازه شهر كه در محاذى خانه او بود درآمده و فهميدن نتيجه وقوعات را در نظر داشت، زوج او آذر نيز به هر قسمى كه بود او را ديده و با او استفراش 1 نمود، حضرت ابراهيم به رحم مادر انتقال فرمود.
حليد بن عاص به علائم كواكب و نجوم، انتقال ابراهيم را به رحم مادر خود استخراج نموده و با هزاران نوحه و فرياد با طايفه و تبعه خود بعد از آنكه ادنى بنت نمره از نزد آذر مفارقت كرد به حضور نمارده رفته و گفت:
ديگر كار از كار گذشت و اين همه مساعى و اهتمامات به هدر رفت، زيرا كه آن وجود عاقبتمحمود اكنون در همين ساعت به رحم مادر منتقل گشت، حليد پليد، كوكب درخشانى به نمرود نموده و اظهار داشت كه انوار اين كوكب نورانى كه مابين زمين و آسمان را از شرق تا غرب احاطه كرده تا روز ولادت اين مولود، طلوع اين چنين كوكب مشعشع و مسعودى ابداً ديده و شنيده نشده است. نمرود از اين خبر ديوانه و بىخود شده و پس از زمانى به هوش آمده و به تحقيقات لازمه پرداخت.
وچون نتوانست كسى را ظاهر سازد كه بهموجب اخبار خليد، آن ساعت با زوجه خود ملاقات كرده است لهذا فرمان داد كه مدتى ترك احتياط كرده شود و گفت حال كه موفق نشديم مانع شويم آن وجود مسعود به رحم مادر انتقال