185مىگفت كه آيا اين امر را چه چاره توانم كرد. اگر مولودم پسر باشد از غدر و ظلم پدرش آذر به چه وضع مستخلص خواهم نمود.
ادنى به اين جهت غرق درياى تفكر و حيرت بود، و چون ادنى مىدانست كه آذر نهايت ميل و محبت را نسبت به خود او دارد و باز يقين داشت كه اگر مولود او پسر باشد بدون شبهه قتل و تلف خواهد گرديد، لهذا زمانىكه حمل او نزديك شد به آذر گفت:
من شبهه ندارم كه اگر مولودم پسر باشد مقتول خواهد شد و تلف شدن او به ملاحظه رقّت و شفقت طبيعى كه به او دارم باعث تلف نفس من خواهد آمد. براى اينكه از اينگونه مخاطره مستخلص شويم، تو را قسم مىدهم به علاقه محبتى كه در ميان من و تو است، از اصنامى كه آنانرا سجده مىكنيد استدعا نماييد كه مولود من دختر باشد نه پسر. ادنى به اين شيوه و حيله، آذر را قانع و راضى ساخته، به بتخانه فرستاد و خود نيز همان ساعت به غار مزبور رفته وضع حمل نموده، مراجعت كرد و بهطورى كه در فوق ذكر شد آذر را احضار نموده كيفيت را اعلام نمود.
بناء عليه هروقت آذر به ديوانخانه نمرود مىرفت، ادنى نيز به غار مزبور رفته و جگرگوشه خود را شير داده معاودت مىنمود، اين حالت دو سال و بهقول مؤلف بدايعالزهور يك سال تمام امتداد نمود.
اكثر راويان در اين خلاصه كه تا اين مقام نوشتيم اتفاق نمودهاند وليكن بهموجب روايات موثوقه، كه مؤلف كتاب «اُنس جليل» نام تحقيق و تدقيق كرده است، شبى كه مقدّر بود، حضرت ابراهيم به رحم مادر انتقال كند «حليد بن عاص» كه رئيس كَهَنه نمارده بود با رفقا و تابعين خود نزد نمرود رفته و گفتند:
زحماتى كه تا اين ساعت متحمل شديم اثر ننمود و حال آنكه آن وجود لازمالانعدام، اين شب به رحم مادر انتقال خواهد كرد. اگر امشب به احتياط فوقالغايه رعايت كرده و در تغيير خط تقدير سعى و غيرت كنيم، ممكن است كه مظهر آمال خود بشويم.