57در اين آيه خداوند براى كسى كه از روى خطا مرتكب قتل شده، كفاره و توبه را واجب كرده است. اگر هيچ پليدى در عمل ياد شده وجود ندارد، چرا بايد افزون بر توبه، كفاره بپردازد؟ در واقع، وجوب توبه و كفاره بر چنين شخصى، بيانگر اين است كه عمل قتل صرفنظر از نيت عامل، عملى پليد است كه طبع آدمى، عقل و شرع از آن متنفر است.
براساس همين نكته، ابنكثير چنين قتلى را گناه بزرگ مىشمارد و وجوب كفاره، يعنى آزادسازى برده، را اينگونه توجيه مىكند: «كفاره واجب است به خاطر گناه بزرگى كه مرتكب شده، هرچند از روى خطا بوده است». 1
ب) از دعاهاى پايانى سوره بقره، درخواست مؤاخذه نكردن رفتارهاى از روى فراموشى يا خطايى است كه مورد رضايت خداوند نيست: « رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسِينٰا أَوْ أَخْطَأْنٰا » ؛ «پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن». (بقره: 286) جمعى از مفسران تصريح كردهاند كه مراد از خطا در اين آيه، خطاى مقابل درست و صواب است. 2 حتى «ابىحيان» در تفسير «بحرالمحيط» نقل مىكند كه اين رأى به بسيارى نسبت داده شده است. وى مىگويد: «ابنعطيه گفت بسيارى از عالمان بر اين باورند كه دعا در اين آيه فقط درباره نسيان و خطاى از مقصود است» و مىافزايد «اين رأى، رأى صحيح است». 3 بنابراين مراد از