37[و هرگونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها برطرف مىشود). و بخشى ديگر «متشابه» [و پيچيده] است. اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال آيات متشابهاند.
خداوند متعال براى اقامه دين خود آيات واضح و روشن را شرط قرار داده است و كسانى را كه به آيات متشابه تكيه مىكنند؛ چنين توصيف مىفرمايد:
« فَيَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ » (آلعمران: 7)
به دنبال آيات متشابهاند تا فتنهانگيزى كنند [و مردم را گمراه سازند].
و در جاى ديگر مىفرمايد:
« وَ مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لاٰ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » (نجم :28)
آنها هرگز در اينباره دانشى ندارند، تنها از گمان بىپايه پيروى مىكنند با اينكه «گمان»، هرگز [انسان] را از حق بىنياز نمىكند.
در اينكه بايد دلالت دليل بر مقصود، صريح و قطعى باشد، ترديدى نيست؛ خواه دليل، آيهاى از قرآن باشد يا سخنى از رسول خدا (ص) ؛ زيرا با وجود احتمال ديگرى در دليل، مقصود اثبات نمىشود. ولى سؤال اين است كه آيا نويسنده و همفكران وى اين ويژگى را در استدلالهايشان رعايت مىكنند؟ با مراجعه به كتابهاى كلامى آنان مشاهده مىشود آنان برخى عقايد خود را در صفات خداوند بر آيات متشابه بنا ساختهاند؛ براى نمونه «ابنتيميه»، كه نويسنده از پيروان اوست، درباره خداى سبحان معتقد است كه او مانند آفريدههاى جسمانى خود داراى دست و