36است. ولى خداوند، آفريدگار همه موجودات است. بنابراين او آفريدگار يكتا و بىهمتاست.
البته آيات فراوانى از قرآن داراى استدلالهاى عقلىاند كه ما براى رعايت اختصار به ذكر همين آيه بسنده مىكنيم.
ويژگى ديگرى كه نويسنده در مقدمه نخست ذكر مىكند، اين است كه «بايد دلالت آيات بر مفهوم مورد نظر، قطعى باشد». وى براى توضيح به چند گزاره اشاره مىكند كه آيات قرآن بر آنها دلالت مىكنند؛ براى توحيد به آيه: « اللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ » ؛ «معبودى جز خداوند يگانه زنده و پاينده نيست». (آلعمران:2)، براى اثبات نبوت پيامبر اكرم (ص) به آيه كريمه « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ ... » ؛ «محمد فرستاده خداست...». (فتح: 29) و بر وجوب نماز به آيه « وَ أَقِيمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّكٰاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرّٰاكِعِينَ » ؛«و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و همراه ركوعكنندگان ركوع كنيد». (بقره: 43) اشاره كرده است و اظهار داشته است دلالت اين آيات بر گزارههاى مربوط، دلالت صريح و قطعى است. سپس براى اثبات اينكه چرا بايد دلالت آيات بر مفهوم مورد نظر قطعى باشد، به اين نكته استناد مىكند كه اگر امور مهم و اساسى دين بهوسيله دليلهاى غير قطعى و غير صريح اثبات شوند، به اساس دين ترديد مىشود و قرآن به صراحت از آن نهى كرده، مىفرمايد:
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتٰابَ مِنْهُ آيٰاتٌ مُحْكَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ » (آل عمران :7)
او كسى است كه اين كتاب آسمانى را بر تو نازل كرد كه بخشى از آن، آيات محكم (صريح و روشن) است كه اساس اين كتاب است