34گزارههاى بزرگ اعتقادى است؛
3. آيه تطهير به صراحت بر معصوم بودن هيچكس دلالت نمىكند، چه رسد به اينكه بر عصمت افراد معينى دلالت كند.
بررسى مقدمه نخست
نويسنده در مقدمه نخست، دو ويژگى براى دليلى ذكر مىكند كه اثبات گزارههاى بزرگ اعتقادى را بر عهده دارد؛ يكى اينكه دليل بايد از آيات قرآن باشد و ديگر اينكه آيات بر مفهوم مورد نظر به صراحت دلالت كند و دلالت قطعى باشد. لكن وى هيچ توضيح و دليلى ارائه نكرده است كه چرا بايد دليل گزارههاى بزرگ اعتقادى از آيات قرآن باشد. صرف اينكه مسئلهاى، از گزارههاى بزرگ اعتقادى است، دليل بر اين نمىشود كه بايد با آيات قرآن اثبات شود، بلكه همانگونه كه در مقدمه گذشت، برخى از گزارههاى اعتقادى را ابتدا نمىتوان با آيات قرآن ثابت كرد. آيا گزارهاى مهمتر از گزاره اثبات خداوند وجود دارد؟ چگونه مىتوان براى كسى كه به چنين گزارهاى عقيده ندارد و كافر است، خداوند را با آيات قرآن ثابت كرد و وى را به خداپرستى دعوت كرد. آيا به صرف ارائه آيهاى كه بر وجود خدا و توحيد دلالت قطعى دارد، آن كافر به اين گزاره اعتقادى اساسى، دعوت خواهد شد؟ يا بايد براى اين منظور ابتدا با دليل عقلى كه
قرآن آن را «حكمت» ناميده است 1، اصل وجود خدا، و آنگاه توحيد و