125به طور عام، به همراهانى گفته مىشود كه همواره با آن شىء هستند» و به آياتى استناد كرده كه داراى عباراتى همچون « أَهْلِ النّٰارِ » و « أَهْلَ الْقُرىٰ » و « أَهْلِ الْكِتٰابِ » و مانند آن است. همچنين افزوده است: «اهل هر خانه ساكنان آن خانه هستند كه خانه، آنها را در خود جاى داده است» و باز به آياتى مانند آيه 27 سوره نور استناد كرده است:
« يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتّٰى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلىٰ أَهْلِهٰا »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در خانههايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد.
آنگاه در ادامه، كلام راغب اصفهانى را نقل كرده كه وى اظهار داشته است: «اهل مرد، يعنى كسانى كه با او در يك خانه زندگى مىكنند. سپس اين كلمه را تعميم دادهاند و به خويشاوندان هم اهلبيت گفتهاند». آنگاه نتيجه گرفته است كه اهل مرد، به دليل لغت، شرع، عرف و عقل، همسر وى است. از دليل لغت به كلام راغب در مفردات و «رازى» در «مختارالصحاح» استناد كرده است. از دليل شرع به آياتى، مانند آيه 29 سوره قصص استناد كرده است كه خداوند مىفرمايد:
« فَلَمّٰا قَضىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَ سٰارَ بِأَهْلِهِ »
هنگامى كه موسى مدت [قرارداد] را به پايان رسانيد و همراه خانوادهاش [از مدين به سوى مصر] حركت كرد.
سپس افزوده است: «اين آيه در مورد حضرت موسى هنگام بازگشت از مدين به سوى مصر است. در اين هنگام كسى جز همسر موسى همراه وى نبود. بنابراين مراد از اهل، همسر حضرت است». دليل عرف را نيز