95
انْظُرُوا الى عِبادي شُعْثاً غُبْراً اقْبَلوُا يَضْرِبُونَ اليَّ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ، فَاُشْهِدُكُمْ انّي قَدْ اجَبْتُ دُعائَهُمْ وَ شَفَّعْتُ رَغْبَتَهُمْ وَ وَهَبْتُ مُسيئَهُمْ لِمُحْسِنِهِمْ وَ اعْطَيْتُ مُحْسِنَهُمْ جَميعَ ما سَأَلنَي، غَيْرَ التَّبِعاتِ الَّتي بَيْنَهُمْ. 1
خداوند بر اهل عرفات نعمت داده، به وسيله آنها بر فرشتگان مباهات كرده، مىفرمايد: اى فرشتگان من! به بندگانم بنگريد، ژوليده و غبار آلود، از هر راه دورى راه سپرده و آمدهاند. شما را گواه مىگيرم كه دعايشان را مستجاب كرده، خواستهشان را برآورم. خطاكارشان را به خاطر نيكوكارشان بخشيدم و به نيكوكارانشان هر چه را كه از من خواستند، عطا كردم، جز گناهانى را كه ميان خودشان دارند (حقّالناس).
حاجى در صحراى عرفات، ازدحام خلق را مىبيند كه همه يكرنگ و يكلباس، به راز و نياز با خدا مشغولاند. حاجيان صدا به نجوا بلند كردهاند، در عين حال كه هر كدام زبان، رنگ و نژادى خاص دارند. در سرزمين عرفات نژادها، امتها و مردمان متفاوتى جمع شدهاند. اينها براى چه به اين سرزمين آمدهاند و به چه هدفى دست نياز به سوى آسمان بلند كردهاند؟ اين سؤالها تنها يك پاسخ دارند و آن اينكه همه براى توبه و بخشش آمدهاند؛ آمدهاند تا خداى سبحان، حاجت و تضرع آنها را ببيند و به آنها نظر عنايت كرده، از آنها درگذرد.
پس بايد قلب را قرين ابتهال و تضرع و سرشار از اميد به رحمت