81بنابراين، اين سرزمين را به دو وجه عرفات ناميدهاند: يا به علت «اعتراف» به گناه؛ هرچند گناه ابراهيم(ع) به معناى خاصى است كه با عصمت آن بزرگوار سازگارى دارد يا به علت «معرفت» به عبادت بوده است. البته اعتراف هم به معرفت باز مىگردد؛ زيرا اعتراف، به معناى معرفت به معاصى است. پس، نام عرفات به لطيفهاى عرفانى اشاره دارد كه همان معرفت است و عرفات هم چيزى جز معرفت نيست.
در وقوف عرفات، انسان به معارف الهى واقف مىشود و درمىيابد كه خدا، همه نيازهاى او را مىداند و قادر به رفع آنهاست و مىداند كه خدا به درون و بيرون او ناظر و آگاه است. آنجا با خداى خود عهد مىكند كه من كسى را به چيزى امر و نهى نمىكنم، جز آنكه خود در آن پيشقدم باشم. اگر انسانى به اسرار حج و به باطن اعمال اماكن مقدسه آن توجهى نداشته باشد، بىشك، از سازندگىهاى حج محروم خواهد شد و شايد كلام امام سجاد(ع) بر او صدق كند كه فرمود: «چه بسيارند ضجه زنان و چه اندكاند حجگزاران!». 1 ظاهر حج، انسان را در ميان مردم بهعنوان حاجى مىشناساند، درحالىكه سيرت حج، سيرت انسان را مىسازد.