75بوده وهيچكس با او همراهى نكرده است. واين مطلبى است كه علماى اهلسنّت نيز بر آن تصريح كردهاند.
ثالثاً: اين حديث را دهها نفر از علماى اهل سنّت در كتب حديثى وتاريخى وتفسيرى خود نقل كردهاند. چگونه ممكن است آن را به جعل وكذب نسبت داد. اشخاصى همچون ترمذى، نسائى، ابنماجه، حاكم نيشابورى، ابنعبدالبر، ابن كثير، احمدبن حنبل 1، و... آن را در كتب روايى خود ثبت كردهاند، چگونه مىتوان اينگونه افراد را كه نزد اهل سنّت از جلالت فوقالعادهاى برخوردارند متّهم به نقل حديث كذب وجعلى كرد؟
رابعاً: زرقانى مالكى مىگويد:
احاديث بسيارى درباره عقد اخوّت بين پيامبر(ص) وعلى(ع) رسيده وترمذى آن را نقل كرده وتحسين نموده ونيز حاكم نيشابورى آن را نقل كرده وتصحيح نموده است... 2
خامساً: برخى از بزرگان اهلسنّت در مقابل ابن تيميه ايستاده وتضعيف وردّ او را جواب دادهاند؛ از آن جمله ابن حجر در «فتح البارى» است. او بعد از نقل اشكال ابنتيميه كه گفته است:
تشريع مؤاخاة به جهت ارفاق بر يكديگر وتأليف قلوب مردم نسبت به يكديگر است واين درباره پيامبر(ص) با هيچ كس معنا ندارد.