943. «اله» به معناى معبود نيست، لذا توحيد در الوهيت به معناى توحيد در عبوديت نيست؛ بلكه مقصود از «اله» همان معنايى است كه از لفظ جلاله «الله» استفاده مىشود وتنها فرقشان در اين است كه اولى كلّى ودومى مصداق آن كلّى است. شاهد اين مدعا آن است كه در كلمه اخلاص «لا اله الاّ الله» اگر مقصود از «اله» معبود باشد جمله كذب محض مىشود؛ زيرا به طور وضوح در خارج معبودانى غير از خداوند مىبينيم كه مورد پرستش مردم واقع مىشوند.
4. در مورد معناى توحيد صفاتى نيز اشكالاتى متوجه تقسيم آنان است كه در بحث كيفيت صفات الهى به آن اشاره كردهايم.
خلاصه اينكه حقيقت توحيد در صفات به معناى عينيت صفات با ذات است، نه نيابت ذات از صفات كه معتزله قائلند، ونه زيادت صفات بر ذات كه اشاعره قائلند ونه اين معنايى كه وهابيان به آن معتقدند؛ زيرا معنايى كه وهابيان اعتقاد دارند، يا سر از تشبيه در خواهد آورد يا تعطيل.
اركان عبادت نزد وهابيان
از عبارات وهابيان استفاده مىشود كه اركان عبادت نزد آنان عبارت است از كمال خضوع وكمال محبت. ابوبكر محمّد زكريا مىگويد:
از آنچه كه در تعريف عبادت از حيث فعل عابد گذشت روشن مىشود كه براى عبادت دو ركن است؛ يكى كمال خضوع وذلّت وديگرى كمال محبت. امّا ركن اوّل كه كمال خضوع وذلت وخوارى است، به آن معناست كه بنده براى خداى متعال كوچكى كرده وبراى او خضوع وكرنش نمايد... وامّا ركن دوم كه همان