125 و يا اينكه نظر استقلالى به آنها داشته باشد در حالى كه هرگز كسى كه دعاى طلب و مسألت از غير خدا دارد چنين نيتى را درباره او ندارد.
آرى اگر كسى با اعتقاد استقلالى، سلطه غيبى را از اولياى الهى بخواهد قطعاً شرك است نه از آن جهت كه دعاى طلب و مسألت از آنها داشته بلكه به جهت اينكه اعتقاد استقلالى براى آنها داشته است. بدينجهت است كه حضرت عيسي(ع) قيد «به اذن خدا» را در مورد عملكرد خود گوشزد نموده است آنجا كه خداوند سبحان از قول او اين چنين نقل مىكند:
أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتىٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ (آلعمران: 49)
من از گِل، چيزى به شكل پرنده مىسازم؛ سپس در آن مىدمم و به فرمان خدا، پرندهاى مىگردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى] را بهبودى مىبخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده مىكنم.
خلاصه اينكه در دعاى طلب و مسألت از اوليا در امورى كه ادعا مىشود سلطه غيبى دارد هنگامى شرك در ربوبيت است كه انسان انجام و تحقق آن را از غير خدا بخواهد به اعتقاد اينكه او قادر مستقل و بدون اذن از جانب خداست، ولى اگر چنين اعتقادى را ندارد بلكه معتقد است هر چه مىكند به اذن و اراده و مشيت خداوندى است، هرگز داخل در شرك ربوبى نمىشود.
همانگونه كه دعاى طلب و مسألت هنگامى داخل، در شركِ در