80تو اى فاطمه به خدا پناه مىبرم». سپس شروع به گريستن كرد، چنانكه نزديك بود جان دهد. درحالىكه حضرت فاطمه مىفرمود: «به خدا سوگند! پس از هر نماز بر شما نفرين مىكنم». سپس ابوبكر بيرون رفت و چون مردم دور او جمع شدند، به آنان گفت:
هر يك از شما شب را كنار همسر و خانواده خود، با شادمانى سپرى مىكنيد و مرا به حال خود رها مىكنيد. من به بيعت شما نياز ندارم. بيعت با من را رها كنيد. 1
كسب رضايت و خشنودى حضرت فاطمه(عليها السلام) براى مسلمانان چنان اهميت داشت كه بسيارى از مسلمانان تا سالها بدان پاىبند بودند. براى نمونه، هنگامىكه [دهها سال بعد،] «عبدالله بن حسن مثنى»، يكى از نوادگان امام حسن مجتبى(ع)، كه نوجوانى بيش نبود، در مجلسى بر «عمر بن عبدالعزيز» وارد شد، عمر بن عبدالعزيز به احترام او برخاست و از او استقبال كرد. در اين هنگام اقوام عمر بن عبدالعزيز او را سرزنش كردند كه چرا چنين كرده است. اما عمربن عبدالعزيز گفت: