73را بخواهيد از شما چه پنهان بعضى از حرفهايى كه نويسنده اين كتاب نوشته دلم را به درد آورد. البته آدم از حرفهاى منطقى ناراحت نمىشود. اما ايشان با توهين به پيروان اهلبيت(عليهم السلام) و سرهم كردن اراجيف، خواسته به اصطلاح خودش دامن صحابه را پاك كند؛ مثلاً مىگويد: «در افسانه شيعه اگر به دقت بنگريم، رسولالله به ندانمكارى متهم شدهاند. رسولالله كه جاى خود دارد، اين حشرات حتى (الله) را به ندانمكارى متهم مىكنند». 1 حال شما خودت قضاوت كن آقاى سرمد. آيا ما خدا و رسولش را به ندانمكارى متهم مىكنيم؟ اگر خدا در قرآن با اين شدت و حدّت به پيامبرش دستور مىدهد كه اين پيام را ابلاغ كن وگرنه رسالت خداوندى را ناتمام گذاشتهاى، آيا شيعه گناهكار است كه دنبال واقعيات مىرود؟ قرآن مىفرمايد: «اى رسول، خداوند تو را از دست مردم حفظ مىكند». 2 پيامبر چه دلهرهاى داشته كه خداوند به او دلدارى مىدهد كه نترس ما خود، حافظ تو هستيم!
آن وقت اين نويسنده آسمان و ريسمان به هم مىبافد كه مگر رسولخدا ممكن است از كسى بترسد. اگر بنا بود بترسد، بايد آن وقت كه بتها را مىشكست مىترسيد. خب معلوم است آن وقت كه بتها را شكست قدرت اسلام در