26نويسنده به اصطلاح خودش با طرحى جديد، يك دادگاه و پليسبازى راه انداخته است و يكّه به قاضى رفته و آخر هم در محكمه و دادگاه بهعنوان يك طرف دعوا روى صندلى مىنشيند و هرچه دلش مىخواهد بههم مىبافد. اگر نويسنده راست مىگويد بايد در شبكههاى تلويزيونى و ميزگردها با علماى شيعه بنشيند و حرفهايش را بزند، نه اينكه قلمش را بردارد و هرچه تهمت و فحش است بار ديگران كند.
مصطفى كه ديد آقاى طاهرى دور برداشته است، حرفش را قطع كرد و با تعجب گفت: ديگر كدام تهمت و افترا؟! آقاى طاهرى اجازه نداد مصطفى سخنش را دنبال كند و درحالىكه صفحه 65 كتاب را به او نشان مىداد، گفت: اين مرد نوشته شيعيان عملاً از راه على(عليه السلام) متنفرند و استدلال مىكند كه چون شيعيان عيد نوروز را تعطيل مىكنند، پس از راه على منحرف شدهاند. شما خودت يك ايرانى هستى و مىدانى كه اين يك عيد باستانى است كه مربوط به ايران و برخى كشورها مثل افغانستان و هند و... است و ربطى به شيعيان ندارد. مگر شيعههاى ديگر كشورها مثل لبنان و عراق عيد نوروز را اينقدر اهميت مىدهند كه اين نويسنده مزدبگير خواسته از هر راهى كه شده شيعه را بكوبد. اصلاً وقتى اسلام از كارى منع نكرده چه اشكالى دارد كه با آن، مردم به صله رحم و