109اين و آن كار كند. او بنده خداست و پيامبر او، پيامبر خدا؛ بايد پيغام خدا را به بندگانش برساند. هرچه باداباد. خدا كه مصلحت بندگانش را از آنان بهتر مىداند. مگر پيامبر از جبرئيل نخواسته بود كه از خداوند بخواهد كه او را از ابلاغ اين مأموريت، يعنى ابلاغ امامت پسر عمويش على(عليه السلام) معاف دارد؟! زيرا متقين كم بودند و منافقان بىشمار. 1 اما خداوند كوتاه نيامد و در غدير خم با تأكيد تمام از پيامبرش خواست كه اين مأموريت را انجام دهد. وگرنه رسالت الهى را ناتمام گذاشته است. پيامبر(صلى الله عليه و آله) در غدير خم با ابلاغ پيام الهى منافقان را مأيوس كرده بود. اما امروز برق اميد در چشمانشان درخشيد. مردم از خانه پيامبر پراكنده شدند. عدهاى كه ماندند عرضه داشتند اى رسول خدا! آيا اكنون وسايل نوشتن را آماده كنيم تا وصيت خود را مكتوب سازيد؟!
پيامبر(صلى الله عليه و آله) با اندوهى كه از دل برمىآمد، فرمودند: آيا اكنون، بعد از اين نسبتهايى كه به من داديد؟! 2 يعنى