45در ابتداى سخن، بجاست پيش از ورود به بحث اصلى، به امورى بپردازيم كه هرچند از بحث ما خارجاند، اما تذكرشان بىفايده نخواهد بود كه شامل چند مطلب است:
گفتار نخست: لزوم تفحص كردن از دين
هر انسان يا حيوانِ باشعور، فطرتاً خود را دوست مىدارد و به اين احساس وابسته است. از اينرو سعى مىكند منافع و خوبىها را براى خويشتن فراهم نمايد، مگر آنكه اين تلاش، ضررى به او برساند؛ هرچند آن ضرر، رنج و خستگىاى باشد كه انسان تنبل را درمانده سازد و او را به ستوه آورد.
وجوب دفع كردن ضرر از خود
همچنين هر موجود با شعورى مىكوشد ضرر و زيان و خطراتى كه بر او هجوم مىآورد را از خود دور كند و از آنان بگريزد؛ هرگز به استقبال ضررى نمىرود، مگر آنكه بخواهد بدان وسيله آسيب بزرگترى را از خود دور كند. در اين ميان هر چه ضرر وارده سختتر و خطرناكتر باشد، پرداختن به آن و دفع كردنش لازمتر و مهمتر است.
پس انسان هيچگاه از جلب منفعت و دور كردن ضرر و زيان، باز نمىماند و در اين كار سستى نمىورزد، مگر آنكه نااميد و ناتوان شود؛ بهگونهاى كه خود را در معرض زوال و نابودى ببيند و توازن عقلىاش را از دست بدهد.