306يكم: بىشك امرى چنين مهم در عرصۀ دين و نظام بخشيدن به امور امت اسلامى كه طبيعتاً مورد پسند و علاقۀ بسيارى از افراد نيست، بايد به طور وسيع و پرحجم و قابل توجه، بيان و عرضه شود. در غير اين صورت، اين خود بر مشروع نبودن آن دلالت خواهد كرد. اما وجوه سهگانهاى كه مطرح شده، از سنخ شبهههايى است كه بطلان آنها اجمالاً معلوم است؛ اگرچه بهطور روشن و تفصيلى نمىتوان به آنها جواب داد و مردودشان ساخت.
در پاسخ اين اشكال مىگوييم: امر خلافت اگرچه مهم و خطير است، لازم نيست نص مربوط به آن پس از گذشت مدتهاى طويل، باقى باشد و به وضوحى كه گفته مىشود، در اختيار ما قرار گيرد؛ آن هم با وجود انگيزههاى بسيارى كه در نابود كردن و سرپوش نهادن بر آن وجود داشته است؛ چه اين با خواستههاى سلطهجويان و منافع مادى آنها در تضاد بوده و آنها را برنمىتافته است.
بايد توجه داشت كه در اين معنا و پس از اطلاع بر اين واقعيت تلخ تاريخ اسلام، حكومتها و پيروانشان، يكى پس از ديگرى عرصه را بر سنت شريف نبوى تنگ مىكرد و مانع نشر و گسترش روايات مىشدند و تنها رواياتى كه مورد پسند و علاقۀ ايشان بود و به كار حكومت و سلطهگرىشان مىآمد، ترويج مىكردند و كتابهاى روايى بسيارى را از ميان برداشتند و چه افراد فراوانى را به جعل حديث از زبان پيامبر(ص) و تحريف آنها در جهت مصالح سلطه، مجبور نمودند. ميراث بر جاى ماندۀ مسلمانان و تعارض روايات و اختلاف شديد مسلمانان، گواهى است روشن و صادق بر اين بيان.
تعدادى از اين موارد را در كتاب فى رحاب العقيده در جواب سؤال هشتم، در جزء دوم، آوردهايم.
آنچه گفتيم، در مقايسه با اديان راستين پيشين، بيشتر روشن مىشود، وقتى بدانيم كتابها و ميراث مكتوب اين اديان، بىشك تمام آنچه را به بيان وسيع و جامع نياز