273لازم؛ زيرا آنان در مقايسه با كسانى كه از اهلبيت(عليهم السلام) اعراض كردند و امامتشان را پس از پيامبر(ص) منكر شدند، به تعاليم اهلبيت(عليهم السلام) داناترند و دربارۀ ايشان، از راستى و صداقت بيشترى برخوردارند.
اما دربارۀ معيّن بودن ائمۀ دوازدهگانه(عليهم السلام)، كه معروف هستند، بايد گفت كه آنچه در تعيين ايشان براى امامت در شئون دنيايى خواهد آمد، در اين مورد نيز كفايت مىكند؛ زيرا ظاهر اين ادله بر امامت ايشان در هر دو جنبۀ دينى و دنيايى دلالت دارد؛ همچون امامت پيامبر(ص) كه ايشان خلفا و اوصياى آن پيامبر(ص) هستند. بلكه اين مطلب، صريح بسيارى از آن ادله است، كه در جاى خود معلوم خواهد شد.
بركاتِ پيشوايى اهلبيت(عليهم السلام)
با تمام شدن استدلال بر امامت دينى اهلبيت(عليهم السلام) پس از پيامبر(ص)، بجاست كه به برخى از فوايد و بركاتى كه اين امامت براى جامعۀ اسلامى در پى دارد، اشارهاى كنيم تا تأييدى باشد براى استدلالهايى كه قبلاً گفته شده است.
شكى نيست كه ائمه(عليهم السلام) در راه به انجام رساندن وظيفۀ هدايتگرى خويش، آزار و اذيت بسيار ديدند؛ همچنانكه شيعيان ايشان، تلخى ظلمها و ستمهاى بسيارى را چشيدهاند. حاكمان وقت، براى دور نگه داشتن مردم از فرهنگ اهلبيت(عليهم السلام)، جلوگيرى از ترويج تعاليم و آموزههاى آنها و سركوب كردن اين حركت، كوشش بسيار كردند؛ چنانكه شيعيان اهلبيت، در برخورد با اين دشوارىها، به سختىها و اختلافات و تنگناهاى بسيارى دچار شدهاند.
با اين همه مىبينيم اينان، با جان و دل از فرهنگ و ميراث پاك الهى خويش پيروى و محافظت مىكنند؛ فرهنگى كه چهرۀ تابناك و دست نخوردۀ اسلام را نشان داد و تعاليم بلند آن را در عرصۀ اعتقادات، احكام و اخلاق آشكار ساخت. همچنين قداست و عظمت پيامبر خدا(ص) را گرامى داشتهاند و در بزرگداشت تمام پيامبران، نمايندگان