272نخواهد بود؛ مسائلى چون تحريف دين، اختلافاتى كه در آن واقع مىشود و جلوگيرى از تفرقه و چنددستگى امت اسلامى. اين امر نيز جز با گردن نهادن مردم به دين اسلام و عمل به احكام و آموزههاى به حق آن عملى نخواهد بود. در اين باره، در حديث اميرمؤمنان(ع) با كميل بن زياد، اشارههايى وجود داشت. همچنين در روايات ذيل به اين مطلب تصريح شده است.
پيامبر(ص) فرمود: «در هر جايگزينى از امت من، دادگرانى وجود دارد...».
نيز در بعضى طرق روايت ثقلين - در حديث غدير كه در ادامه خواهد آمد - مىخوانيم كه آن حضرت(ص) فرمود: «آن دو فرجام نمىيابند مگر اينكه در كنار حوض بر من وارد شوند». 1
از قول اميرمؤمنان(ع) خوانديم كه: «ائمه از قريشاند كه در بنىهاشم زاده شده و پرورش يافتهاند...». نيز فرمود: «آگاه باشيد كه آل محمد(ص) همچون ستارگان آسمانند، هرگاه يكى پنهان شود، ديگرى آشكار مىگردد».
همچنانكه در بسيارى از روايات آمده كه هدايتگران امت از ذريۀ پيامبر(ص) يا ذريۀ اميرمؤمنان(ع) هستند و روشن است كه ذريه تنها بر فرزندان بىواسطه اطلاق نمىشود.
گذشته از اين، در عموميت دادن اهلبيت به ائمه(عليهم السلام)، سخنان اميرمؤمنان(ع) و امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) كافى خواهد بود؛ زيرا به يقين، مقتضاى امام بودن اهلبيت(عليهم السلام)، دليلى قاطع بر امامت آن سه وجود مقدس است و بنابراين قول ايشان در تعيين بقيۀ اهلبيت(عليهم السلام)، بايد مقبول و پذيرفتنى باشد.
نيز در اينباره، بين آنچه عامه از ايشان نقل كردهاند و آنچه از پيروان آنان روايت شده، فرقى نيست؛ زيرا با اثبات مرجعيت دينى و دنيايى ائمه(عليهم السلام)، حقانيت شيعيان نيز ثابت مىشود؛ همانانكه اين امر الهى را با جان و دل پذيرفته و بدان گردن مىنهند.
پس تنها اين گروه، در آنچه از ائمه(عليهم السلام) نقل مىكنند، قابل اعتمادند و تصديقشان