267
اقتضاى ادله؛ امامت دنيايى و دينى
بسيارى از دلايلى كه بر امامت دنيايى اهل بيت(عليهم السلام) دلالت مىكند و به دنبال خواهيم آورد، بر دنيايى و دينى بودن امامت دلالت مىكنند. همچون رواياتى كه از جانشينى ائمه(عليهم السلام) پس از پيامبر(ص) و امامت ايشان سخن مىگويد؛ زيرا اين جانشينى و امامت، به اطلاق خود، در خلافت و امامت دينى و دنيايى، با هم ظهور دارد؛ چنانكه امامت پيامبراكرم(ص) نيز اينگونه بوده است.
بالاتر اينكه، با توجه به آنچه خواهيم گفت، يعنى لزوم معصوم بودن امام، در تمام ادلۀ امامت، تنها همين عموميت مىتواند باشد و بس؛ زيرا روشن است كه عصمت امام متوقف بر علم و آگاهى ايشان به دين، با تمام جوانب دنيايى و آخرتى آن است.
ى) رواياتى كه در حق همۀ اهل بيت
گرچه در اين باره، روايات فراوانى در خصوص اميرمؤمنان(ع) وارد شده، اما روايات بسيارى نيز عموماً در حق اهل بيت وجود دارد كه بر انسان حقجو پوشيده نيست.
افزون بر اينكه، در مجموع اين روايات، شخص اميرمؤمنان(ع) قدر متيقّن است؛ چون پارهاى از آنها تنها در حق ايشان وارد شده و آنجا كه حق عموم اهل بيت(عليهم السلام) مورد نظر است، شامل آن حضرت نيز مىشود. پس هر گاه امامت و مرجعيت اميرمؤمنان(ع) در مسائل دينى ثابت شود، قبول نظر ايشان در مرجعيت عام و امامت دينى همۀ اهلبيت، بايسته و ضرورى است.
سخنانى از اميرمؤمنان(ع)
اين روايات به طور مستفيض از امام(ع) نقل شده است:
يك - حضرت(ع) مىفرمايد:
من و پاكان همريشه و نياكان خاندانم، در كودكى بردبارترين و در بزرگى