190سپاسگزارى از حضرتش و خضوع در برابر او، بيان مقام پيامبر(ص) و اهل بيت شريفش و عظمت شأن آنان در نزد خداى متعال، بيان حكمت قوانين و احكام اسلامى و فوايد آنها، ردّ و ملامت منافقان به سبب دشمنى ورزيدن با اهل بيت(عليهم السلام)، غصب ميراث بر جاى ماندۀ رسول خدا(ص) از آنها و غصب حق خلافت از اميرمؤمنان(ع)، تأكيد بر آن دو حق غصب شده و احتجاجهاى مكرر بر آنها، برانگيختن مسلمانان و سرزنش آنها بر رد نكردن امور منكر و سامان ندادن اوضاع نابهنجار، بازنگرداندن امور مختلف به حد نصاب خود و سپس خبر دادنِ يقينى و دهشتانگيز به مصائب و فجايع بزرگى كه در پى اين اهمالكارى واقع خواهد شد و فرجام خسارتبارى كه در دنيا و آخرت گريبانگير آنان خواهد شد.
تمام اين آموزهها با بيانى بىنظير و همگون با بيانات ديگر معصومان - صلوات الله عليهم - ذكر شده است. علاوه بر آن، با بيانى قرآنى و تسلط بىنظير در استشهاد به آن، در اوج استحكام، بلاغت، فصاحت و تأثير در نفوس و برانگيختن احساسات است؛ آنسان كه گويى همۀ اين پيشوايان به زبانى واحد تكلم كرده و از يك سرچشمۀ نور منشأ گرفتهاند.
مهمتر از تمام آنچه گفته شد، اين است كه اسلام، در بيان معارف الهى و علوم دينى دگرگونىاى خاص پديد آورد كه با عصر ظهور نور اسلام و محيط زندگى پيامبر(ص) همخوانى نداشت. اين امر با قرآن كريم آغاز شد و با سخنان پيامبر(ص) و اهل بيت -صلوات الله عليهم - كه درباره مفاهيم قرآن مىگرديدند و از فيض آن برخوردار مىشدند، به كمال رسيد.
حقايق علمى در بيان پيامبر(ص) و اهل بيت(عليهم السلام)
در سخنان پيامبر(ص) و اهل بيت(عليهم السلام) نيز همانند آيات قرآن كريم، حقايق علمىاى بيان شده كه با فرهنگ و سطح علمى آن عصر، تناسب نداشت و قرنها بعد، پس از