169مشاهده كنند.
3. در پارهاى روايات آمده است كه مردم مكه از مسافران دربارۀ انشقاق پرسوجو كرده و آنها گفتهاند كه «ما نيز آن را ديدهايم». 1 نيز در رواياتى مىخوانيم كه آنها براى مردم ديگر بلاد نامه مىنوشتند و در اين باره، پاسخ مثبت مىگرفتند. 2 طبيعى است كه اين نامهها، براى مردم بلاد نزديك مكه بوده است.
در صورت تمام بودن اين سخن، بايد گفت: چون كار نگهدارى و تدوين نوشتهها، در آن روزگار، امرى متعارف نبود و به ثبت رويدادها چندان اهميتى داده نمىشد، آن نوشتهها نيز باقى نمانده و از بين رفته است. دليل ديگر اينكه نويسندۀ اين نامهها، مشركان بودند و چون جوابها برخلاف انتظارشان بوده، انگيزهاى براى حفظ نامهها و پاسخها نداشتند.
دفع اشكال در قضيه بازگشت خورشيد
بازگشت خورشيد، در مناطق غرب مكه، چندان جلب توجه نمىكرد؛ زيرا سرزمينهاى در معرض تابش خورشيد، در نيمۀ غربى، بيشتر مناطق مسكونى بودند و نشانۀ بازگرداندن خورشيد، در اين مناطق چيزى نبوده جز اينكه خورشيد بىآنكه غروب كند، مقدارى به سمت مشرق بازگردد، و اين البته جلب توجه نمىكرد.
در مناطق همافق با مكه و مناطق شرقى آن، اگرچه خورشيد پس از غروب، دوباره تابيدن گرفته و اين هر نگاهى را به خود متوجه مىساخته، شايد به خاطر وجود ابر، آنهم در آغاز شب، از اين امر غفلت شده و از ديدهها مخفى مانده باشد.
افزون بر اينكه ممكن است در قضيۀ «ردّ الشمس» سرزمين مكه، بسانِ طى الارض،