138
غُلِبَتِ الرُّومُ * فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ * فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلّٰهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ (روم: 2 - 4)
روميان شكست خوردند. [و اين شكست] در سرزمين نزديكى رخ داد. آنان پس از [اين] شكست، بهزودى پيروز خواهند شد. در چند سال [آينده اين پيروزى رخ مىدهد] همه كارها از آن خداست؛ چه قبل و چه بعد [از اين شكست و پيروزى] و آن روز مؤمنان [بهخاطر پيروزى ديگرى] خوشحال خواهند شد.
و آنجا كه مىفرمايد:
سَيَصْلىٰ نٰاراً ذٰاتَ لَهَبٍ * وَ امْرَأَتُهُ حَمّٰالَةَ الْحَطَبِ (مسد: 3 و 4)
به زودى آتش شعلهور و پرلهيب را خواهد چشيد. و [نيز] همسرش، درحالىكه هيزمكش [دوزخ] است.
اين سخن خداى متعال به اين معناست كه آن دو (ابولهب و همسرش) در حالت شرك از دنيا مىروند؛ بهخصوص ابولهب. با اينكه مسلمان شدنشان امر بعيدى نبود؛ زيرا: اولاً، ابولهب از خويشاوندان پيامبر(ص) بود و اين امر، او و خانوادهاش را به اسلام گرايش مىداد. تا آنجا كه گفتهاند تعصب و غيرتش برانگيخته شد و به اسلام تمايل پيدا كرد. اما سرانجام، رستگار نشد. ثانياً، امكان داشت كه عمرش چندان طولانى شود كه به رغبت يا به اجبار اسلام بياورد - همچنان كه امثال او وارد شدند - و سپس اسلام خود را نيكو نمايد.
و در آغاز ظهور اسلام در مكه، هنگامى كه مشركان در اوج عناد و دشمنى، و مسلمانان در نهايت ضعف و بىقوتى بودند. آنجا كه مىفرمايد:
فَاصْدَعْ بِمٰا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * إِنّٰا كَفَيْنٰاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ (حجر:94و 95)
آن مأموريت كه يافتهاى، آشكارا بيان كن و از مشركان روى بگردان. ما شرّ استهزاكنندگان را از تو دفع خواهيم كرد.