46«عبايۀ بن ربعى اسدى» از اميرمؤمنان(عليه السلام) درباره استطاعت و توانايى پرسش كرد و امام على(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «تو از استطاعت و توانايى پرسيدى. آيا بدون خدا، يا به همراه خدا صاحب آن استطاعتى؟» عبايه ساكت شد و پاسخى نداد؛ زيرا اگر مىگفت بدون خدا
صاحب آنم، همان تفويض باطل بود و اگر مىگفت به همراه خدا صاحب آنم، سخنش شرك تلقى مىشد. عبايه، ميان اين دو محذور چارهاى جز اين نداشت كه سكوت كند. امام(عليه السلام) دوباره از او پرسيد: «اى عبايه! پاسخ بده». عرض كرد: «اى اميرمؤمنان! چه بگويم؟»
آنگاه امام(عليه السلام) فرمود:
بگو، به سبب يارى خداوند متعال من مالك توانايى هستم؛ همان كسى كه اين توانايى را به ديگرى نيز داده است، و اگر تو را صاحب آن كرده، از عطاى اوست و اگر آن را از تو سلب نمايد از آزمون اوست. او مالك و صاحب هر چيزى است كه تو را صاحب آن كرده است و خود بر چيزى كه تو را بر آن قدرت داده، قادر است. 1
از اين بيانات روشن مىشود كه مالكيت انسان بر هر چيزى، به سبب خداوند متعال است؛ همانگونه كه هر چيزى كه انسان قادر بر آن است، به سبب كمك خداوند است. در اين صورت هرچه نزد انسان است از قدرت و سلطنت و خواست خدا خارج نيست و از اين مطلب، رد آشكار و مستقيم نظريه تفويض استقلالى به دست مىآيد و اگر در اين ميان تفويضى هست، به سبب يارى و تمليك خداست و معناى اذن الهى همين است كه در شمارى از آيات قرآن بيان شده است.