45اگر واجبالوجود (خدا) پس از ايجاد انسان معدوم شود، به وجود انسان زيانى نمىرساند؛ زيرا وجود انسان در اصل نيازمند به مبدأ است نه در بهكاربردن قدرت در فعل و ترك.
اينگونه تفويض، به تفويض اعتزالى معروف است و از نگاه مكتب اهلبيت(عليهم السلام)، كه به نظريه امر بينالامرين قائلاند، مردود است؛
چنانكه آن را در جاى خود توضيح دادهايم.
شايد بهترين سخنى كه بين اين دوگونه تفويض را تمييز مىدهد كلام امام على(عليه السلام) است؛ «على بن يقطين» از امام كاظم(عليه السلام) نقل مىكند كه حضرت فرمود:
اميرمؤمنان(عليه السلام) از كنار گروهى از كوفيان مىگذشت كه در مورد قَدَر الهى با يكديگر بحث و مناقشه داشتند. حضرت از سخنگوى ايشان پرسيد: «آيا تو كارهايت را با كمك خداوند، يا به همراه يارى او، يا تنها با توانايى خود انجام مىدهى؟» او ندانست پاسخ حضرت را چه بدهد. اميرمؤمنان(عليه السلام) فرمود: «اگر مدعى هستى كه به سبب كمك خدا توانايى دارى، بدينسان، تو از خود چيزى ندارى و اگر ادعا دارى كه به همراهى و يارى خدا توانايى دارى، بدينترتيب، ادعاى شريكبودن با خداوند در ملكش را دارى و اگر مدعى هستى كه بدون خدا توانايى دارى، ادعاى ربوبيت و خدايى به جاى خداوند عزوجل را كردهاى». عرض كرد: «اى اميرمؤمنان! خير. بلكه با كمك خدا توانايى دارم». فرمود: «آگاه باش! اگر پاسخى غير اين داده بودى تو را گردن مىزدم». 1