78ابوعبدالله گفته: چيزى در اينباره از ابن ابى فديك، از ابن ابى ذئب، از ابن عمر نقل شده كه او منبر [رسول خدا(ص)] را مسح مىكرد. و گفت: اين مطلب را از سعيد بن مسيب درباره برآمدگىها و جادستى منبر رسول خدا(ص) نيز روايت كردهاند. گفتم: آن را از يحيى بن سعيد روايت مىكنند كه چون خواست از عراق خارج شود كنار منبر [رسول خدا(ص)] آمد و آن را مسح كرد و دعا نمود. مشاهده كردم كه اين عمل را نيك شمرده و سپس گفت: شايد به جهت ضرورت يا كارى بوده است.
قاضى جهضمى مالكى در كتاب «فضل الصلاة على النبى(ص)» به سندش از نافع نقل مىكند كه گفت:
إِنَّ ابْنَ عُمَرَ كَانَ إِذَا قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ صَلّى سَجْدَتَيْنِ فِي الْمَسْجِدِ، ثُمَّ يَأْتِي النَّبِيَّ(ص) فَيَضَعُ يَدَهُ الْيُمْني عَلَى قَبْرِ النَّبِيِّ(ص) وَ يَسْتَدْبِرُ الْقِبْلَةَ، ثُمَّ يُسَلِّمُ عَلَى النَّبِيِّ(ص)... 1
همانا ابن عمر چون از سفرى باز مىگشت دو سجده در مسجد بهجاى مىآورد، آنگاه خدمت رسول خدا(ص) مىآمد و دست راستش را بر قبر حضرت مىگذاشت و پشت به قبله مىكرد، و سپس بر پيامبر(ص) درود مىفرستاد...
گذاشتن دست بر قبر پيامبر(ص) نشانه تبركجستن از آن بوده است.
ذهبى در كتاب «سير اعلام النبلاء» مىگويد:
قلت: أين المتنطع المنكِر على احمد، و قد ثبت انّ عبدالله سأل