49(هنگامى كه منظره بتها را ديدند،) گفتند: هر كس با خدايان ما چنين كرده، قطعاً از ستمگران است (و بايد كيفر سخت ببيند)! (گروهى) گفتند: شنيديم نوجوانى از (مخالفت با) بتها سخن مىگفت كه او را ابراهيم مىگويند. (جمعيّت) گفتند: او را در برابر ديدگان مردم بياوريد، تا گواهى دهند! (هنگامى كه ابراهيم را حاضر كردند،) گفتند: تو اين كار را با خدايان ما كردهاى، اى ابراهيم؟! گفت: بلكه اين كار را بزرگشان كرده است! از آنها بپرسيد اگر سخن مىگويند! آنها به وجدان خويش بازگشتند؛ و(به خود) گفتند: حقّاً كه شما ستمگريد! سپس بر سرهايشان واژگونه شدند؛ (و حكم وجدان را بهكلّى فراموش كردند وگفتند:) تو مىدانى كه اينها سخن نمىگويند! (ابراهيم) گفت: آيا جز خدا چيزى را مىپرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارد، ونه زيانى به شما مىرساند! (نه اميدى به سودشان داريد، ونه ترسى از زيانشان!) اف بر شما وبر آنچه جز خدا مىپرستيد! آيا انديشه نمىكنيد (و عقل نداريد)؟! گفتند: او را بسوزانيد وخدايان خود را يارى كنيد، اگر كارى از شما ساخته است! (سرانجام او را به آتش افكندند؛ ولى ما) گفتيم: اى آتش! بر ابراهيم سرد وسالم باش!
چهارم - درباره خدايان روميان مىفرمايد:
وَ رَبَطْنٰا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلٰهاً لَقَدْ قُلْنٰا إِذاً شَطَطاً* هٰؤُلاٰءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لاٰ يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطٰانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرىٰ عَلَى اللّٰهِ كَذِباً* وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ مٰا يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّٰهَ