46 -مطابق آنچه در قرآن آمده - مىفرمايد:
(أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللّٰهِ) (آل عمران : 49)
من از گِل، چيزى به شكل پرنده مىسازم؛ سپس در آن مىدمم وبه فرمان خدا، پرندهاى مىگردد.
اينك به نمونههايى از اعتقاد مشركان نسبت به خدايانشان كه با قطع ارتباط عمل آنان از خدا بوده اشاره مىكنيم:
يك - توجه به موجوداتى غير از خدا
خداوند متعال مىفرمايد:
(هٰذٰا خَلْقُ اللّٰهِ فَأَرُونِي مٰا ذٰا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظّٰالِمُونَ فِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ) (لقمان : 11)
اين آفرينش خداست؛ امّا به من نشان دهيد معبودانى غير او چه چيز را آفريدهاند؟! ولى ظالمان در گمراهى آشكارند.
و نيز مىفرمايد:
(أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِكٰافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ) (زمر: 36)
آيا خداوند براى (نجات ودفاع از) بندهاش كافى نيست؟! امّا آنها تو را از غير او مىترسانند. وهر كس را خداوند گمراه كند، هيچ هدايتكنندهاى ندارد.
از اين آيات استفاده مىشود كه مشركان موجوداتى غير از خدا را مورد توجه قرار داده و آنها را فاعل مستقل مىدانستند.