163
سيزده - اعتقاد به استقلال در ولايت و سلطه
مشركان معتقد به ولايت و سلطه معبودان خود داشته و آنان را در اين امر شريك خدا مىدانستند و معتقد به تدبير و اطعام به نحو استقلال بودند.
خداوند متعال مىفرمايد:
قُلْ أَ غَيْرَ اللّٰهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لاٰ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لاٰ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (انعام:14)
بگو: آيا غير خدا را ولى خود انتخاب كنم؟! (خدايى) كه آفريننده آسمانها وزمين است؛ اوست كه روزى مىدهد، واز كسى روزى نمىگيرد. بگو: من مأمورم كه نخستين مسلمان باشم؛ و(خداوند به من دستور داده كه) از مشركان نباش!
چهارده - اشمئزار مشركان از دعوت به وحدانيت
دليل ديگر بر اينكه مشركان معتقد بودند كه بتها و معبودانشان عِدل خدا بوده و مستقل در تدبير هستند اينكه هرگاه آنان به وحدانيت خدا دعوت مىشدند، مشمئز شده و حالت انزجار به خود مىگرفتند.
خداوند متعال درباره مشركان مىفرمايد:
وَ إِذٰا ذُكِرَ اللّٰهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذٰا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذٰا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (زمر:45)
هنگامى كه خداوند به يگانگى ياد مىشود، دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، مشمئزّ (و متنفّر) مىگردد؛ امّا هنگامى كه از معبودهاى ديگر ياد مىشود، آنان خوشحال مىشوند.