90 نوشتهاى مخصوص نگردانيده است، مگر همان صحيفهاى كه مطالب آن نيز به حضرت على عليه السلام اختصاص ندارد. اما پيامبر (ص) چيز ديگرى به ايشان اختصاص داده كه در اين روايات بيان نشده و در جواب حضرت على عليه السلام نيز اشارهاى به آنها نشده است؛ هرچند سؤالكننده آنها را قصد كرده باشد.
بنابراين روايات واردشده در كتاب كافى در باب «آيات و نشانههايى كه از پيغمبران نزد ائمه عليهم السلام است»، با آنچه بخارى و مسلم دربارۀ صحيفه روايت كردهاند، تنافى ندارد؛ زيرا روايات كافى مىگويند: «پيامبر (ص) بعضى از آيات و نشانههاى پيغمبران، مانند پيراهن آدم و عصاى موسى و خاتم سليمان را به اهلبيت خود اختصاص داده است» و احاديث صحيفه مىگويند: «پيامبر (ص) ، حضرت على عليه السلام و اهلبيتش را به غير از قرآن و آن صحيفه، به نوشتۀ ديگرى مخصوص نفرموده است» و اين منافاتى ندارد كه چيزهاى ديگرى هم غير از نوشته، مخصوص آنها نموده باشد. حتى اگر نگوييم كه پيامبر (ص) بعضى از آيات و نشانههاى پيغمبران را كه نزد ايشان بوده، ميراث اهلبيت عليهم السلام خود گردانيده است، باز هم اشكالى ندارد كه بگوييم آن نشانهها نزد اهلبيت عليهم السلام بوده است؛ زيرا ممكن است هنگامى كه پيامبر (ص) رحلت كرد، آن نشانهها در دست اهلبيت عليهم السلام بوده و همچنان در دست آنها باقى مانده باشد؛ چنانكه خود اهل سنّت نيز به اين مطلب اقرار كرده و مىگويند: «خاتم پيامبر (ص) در اختيار ابوبكر بوده و عايشه مقدارى از لباسهاى پيامبر (ص) را نزد خود داشت و ديگران نيز غير اينها را نزد خود داشتهاند».
بخارى و مسلم از ابنعمر روايت كردهاند كه مىگويد:
پيامبر[ (ص) ] انگشترى از نقره تهيه كرد كه در دست ايشان بود. بعد از پيامبر (ص) در دست ابوبكر و بعد از او در دست عمر و بعد از او در دست عثمان بود و بعد از او در چاه اريس افتاد و نقش آن «محمد رسول الله» بود. 1