181 از شيعيان و غير آنها را فريب نداده، در معرض نابودى و هلاكت قرار نمىدهند.
در تأييد اين مطلب ذكر اين نكته كافى است كه بدانيم، علماى شيعه بر مكلفين واجب كردهاند اصول دين و عقايد خود را از راه يقين به دست بياورند، نه از راه تقليد و اين را در كتابهاى كلامى خود بارها بيان كردهاند. روشن است كسى كه قصد عوامفريبى دارد، چنين شيوهاى در پيش نمىگيرد. بلكه براى گمراهى و دورى آنها از راه خدا مىكوشد.
در پاسخ به اين سخن جزايرى كه «همانا علماى شيعه، شيعه را از جسم امت اسلامى جدا و به اسم نصرت و يارى اهل بيت، آنها را از راه اهل بيت دور كردهاند» نيز بايد گفت: هيچ عاقل با انصاف و عالم فاضلى در پيروى شيعه از ائمه اهل بيت عليهم السلام شك و ترديد نمىكند و دليل بر آن چند امر است:
اولاً: شيعۀ اماميه، امامت را فقط در اهل بيت عليهم السلام محدود كرده و از آنها تقليد و پيروى مىكند و تنها قول آنها را حجت مىداند و معتقد است كه هيچ حقى، جز از ناحيۀ آنها صادر نمىشود؛ به همين جهت شيعيان در قرون متمادى، به تدوين و نوشتن علوم و احاديث اهلبيت عليهم السلام در زمينۀ اصول و فروع دين همت گماشتهاند، تا جايى كه علم فراوانى را از آنها جمعآورى كردهاند.
پس با وجود مقتضى و انگيزۀ لازم در پيروى از ائمه اهل بيت عليهم السلام و عمل طبق شيوه و روش آنها - كه همان اعتقاد به امامت آنهاست - و نبود مانع در پيروى از آنها، اين پيروى و ولايتمدارى تحقق مىيابد.
ثانياً: عدهاى از علماى اهل سنّت كه از بزرگان و پرچمداران اهل تحقيق هستند، به پيروى شيعه از ائمه اهل بيت عليهم السلام اعتراف كردهاند كه به چند نمونه اشاره مىكنيم:
1. شهرستانى مىگويد:
شيعه كسانى هستند كه بهطور خاص از على عليه السلام پيروى مىكنند و به امامت و خلافت او از راه نص (آيه و روايت) و وصيت (وصيت پيامبر[ (ص) ] به امامت